واژه‌نامه فارکس

واژه‌نامه فارکس، از A تا Z

هر اصطلاح معاملاتی که با آن روبه‌رو می‌شوید — به زبانی ساده توضیح داده شده است. صدها اصطلاح، به ترتیب الفبایی.

مرور

اصطلاح مورد نظر را بیابید.

S
€STR (€STR)‏نرخ مرجع منتشرشده توسط ECB برای هزینه استقراض شبانه یورو که جایگزین EONIA شده است.
SEC (SEC)‏نهاد دولتی آمریکا که بر بازارهای اوراق بهادار نظارت می‌کند.
SNB (SNB)‏بانک ملی سوئیس، بانک مرکزی سوئیس.
SOFR (SOFR)‏نرخ بهره شبانه‌ای که برای وام‌ها و مشتقات دلار آمریکا استفاده می‌شود.
SONIA (SONIA)‏نرخ شبانه پوند استرلینگ که بانک‌ها برای استقراض از یکدیگر می‌پردازند و جایگزین LIBOR شده است.
SPX500 (SPX500)‏نامی برای شاخص S&P 500.
آ
آتی (Future)‏توافقی برای اجرای یک تراکنش با قیمتی معین در زمانی مشخص در آینده.
آخرین روز معامله (Last dealing day)‏آخرین روزی که یک محصول قابل معامله است.
آخرین زمان معامله (Last dealing time)‏آخرین ساعت روز که یک محصول قابل معامله است.
آربیتراژ (Arbitrage)‏خرید و فروش همزمان یک محصول در بازارهای مختلف برای کسب سود از اختلاف‌های جزئی قیمت.
آسی (Aussie)‏لقب جفت‌ارز AUD/USD که «Oz» یا «Ozzie» نیز نامیده می‌شود.
ا
اتحادیه پولی اروپا (European Monetary Union - EMU)‏اصطلاحی کلی برای سیاست‌هایی که قواعد اقتصادی و مالی میان اعضای اتحادیه اروپا را هماهنگ می‌کند.
اجرا شده (Fill)‏سفارشی که به‌طور کامل اجرا شده است.
اجرا یا لغو (Fill or kill)‏سفارشی که اگر نتواند فوراً و به‌طور کامل اجرا شود، لغو می‌شود.
اجرای جزئی (Partial fill)‏سفارشی که تنها بخشی از آن اجرا شده است.
اجزا (Components)‏جفت‌ارزهای دلاری که ترکیب آن‌ها یک جفت‌ارز متقاطع را می‌سازد، مانند EUR/USD و USD/JPY برای EUR/JPY.
اختیار خرید (Call option)‏حق، و نه تعهد، خرید یک دارایی با قیمتی معین پیش از تاریخی مشخص.
اختیار فروش (Put option)‏حق، و نه تعهد، فروش با قیمتی مشخص.
اختیار معامله (Option)‏حق، و نه تعهد، خرید یا فروش با قیمتی معین پیش از یک تاریخ.
اختیار معامله مانع‌دار (Barrier option)‏اختیار معامله‌ای که پرداخت آن به رسیدن یا نرسیدن قیمت به یک مانع تعیین‌شده بستگی دارد، مانند انواع knock-in یا no-touch.
ادامه حرکت (Follow-through)‏ادامه خرید یا فروش پس از شکست قیمت؛ نبود آن نشان می‌دهد حرکت ممکن است بازگردد.
ارز (Currency)‏پولی که توسط دولت یا بانک مرکزی منتشر شده و به‌عنوان پول قانونی استفاده می‌شود.
ارز پایه (Base currency)‏ارز اول در یک جفت‌ارز که نشان می‌دهد یک واحد از آن معادل چه مقدار از ارز دوم است.
ارز مظنه (Counter currency)‏ارز دوم در یک جفت‌ارز.
ارزش‌گذاری به قیمت بازار (Mark-to-market)‏ارزش‌گذاری مجدد پوزیشن‌های باز با قیمت‌های جاری که سپس الزامات مارجین را تعیین می‌کند.
ارزهای تاج (Crown currencies)‏CAD، AUD، GBP و NZD، ارزهای اقتصادهای مرتبط با کشورهای مشترک‌المنافع.
ارزهای کالایی (Commodity currencies)‏ارزهای اقتصادهای متکی به صادرات منابع طبیعی، مانند کانادا، نیوزیلند و استرالیا.
اسپرد (Spread)‏تفاوت میان قیمت خرید و قیمت فروش.
اسپرد خرید/فروش (Bid/ask spread)‏فاصله میان قیمت خرید و قیمت فروش یک محصول.
اسپرد معاملاتی (Dealing spread)‏فاصله میان قیمت خرید و فروش یک قرارداد.
استرلینگ (Sterling)‏لقب پوند بریتانیا یا جفت‌ارز GBP/USD.
افزایش ارزش (Appreciation)‏افزایش قیمت یک محصول به دلیل تقاضای بازار.
اقدام شرکتی (Corporate action)‏رویدادی که ساختار سرمایه یک شرکت را تغییر می‌دهد، مانند سود سهام، ادغام، تجزیه سهام یا تفکیک.
الزام مارجین اولیه (Initial margin requirement)‏سپرده وثیقه اولیه‌ای که برای باز کردن پوزیشن لازم است.
الگوی گوه (Wedge pattern)‏محدوده قیمتی در حال باریک شدن که معمولاً به شکست ختم می‌شود.
امتیازهای سلف (Forward points)‏تعدیلات پیپی که برای محاسبه قیمت سلف به نرخ اسپات اضافه یا از آن کسر می‌شود.
انحلال پوزیشن (Liquidation)‏بستن یک پوزیشن موجود با اجرای معامله‌ای خنثی‌کننده.
اندازه قرارداد (Contract size)‏تعداد اسمی سهامی که یک CFD نمایندگی می‌کند.
اندازه معامله (Trade size)‏تعداد واحدهای یک محصول در یک قرارداد یا لات.
اوج‌گیری نهایی (Blow off)‏معادل صعودی تسلیم بازار، زمانی که فروشندگان تسلیم شده و پوزیشن‌های باقی‌مانده خود را می‌پوشانند.
اوراق قرضه (Bond)‏بدهی منتشرشده برای یک دوره زمانی مشخص.
اولین ورودی، اولین خروجی (First in first out - FIFO)‏قاعده‌ای که پوزیشن‌های یک جفت‌ارز را به ترتیب باز شدنشان می‌بندد.
اهرم (Gearing/leverage)‏معامله با ارزش اسمی بزرگ‌تر از سرمایه موجود که به‌صورت نسبت یا درصد بیان می‌شود.
اهرم (Leverage)‏توانایی معامله با ارزش‌های اسمی بسیار فراتر از سرمایه حساب، مانند 100:1.
ب
بازار اسپات (Spot market)‏بازاری که در آن محصولات با قیمت‌های جاری برای مبادله فوری معامله می‌شوند.
بازار نقدشونده (Liquid market)‏بازاری با خریداران و فروشندگان کافی برای حرکت روان قیمت‌ها.
بازار نقدی (Cash market)‏بازار پایه‌ای که قرارداد مشتقه بر اساس آن تعریف می‌شود.
بازارساز (Market maker)‏معامله‌گری که به‌طور مستمر هر دو قیمت خرید و فروش یک محصول را اعلام می‌کند.
بازده (Yield)‏درصد بازدهی حاصل از یک سرمایه‌گذاری.
بازیگران اهرمی (Leveraged names)‏معامله‌گران کوتاه‌مدت، عمدتاً از جامعه صندوق‌های پوشش ریسک.
باک (Buck)‏اصطلاح عامیانه برای یک میلیون واحد از یک جفت‌ارز مبتنی بر دلار یا خود دلار آمریکا.
باندهای بولینگر (Bollinger bands)‏ابزاری تکنیکال با باندهایی به فاصله دو انحراف معیار از یک میانگین متحرک که اغلب سطوح حمایت و مقاومت را مشخص می‌کنند.
بانک مرکزی (Central bank)‏نهاد دولتی یا شبه‌دولتی که سیاست پولی یک کشور را مدیریت می‌کند، مانند فدرال رزرو.
بانک‌های مرکزی آسیا (Asian central banks)‏مقامات پولی آسیایی که ذخایر بزرگشان می‌تواند ارزهای اصلی را در کوتاه‌مدت تحت تأثیر قرار دهد.
بخش (Sector)‏گروهی از اوراق بهادار شرکت‌هایی که در صنعتی مشابه فعالیت می‌کنند.
بدون سود سهام (Ex-dividend)‏سهمی که بدون حق دریافت سود سهام بعدی خریداری می‌شود و آن سود به فروشنده تعلق می‌گیرد.
بدهی (Liability)‏زیان بالقوه، بدهی یا تعهد مالی.
برگه قرارداد (Contract note)‏تأییدیه‌ای که شرایط دقیق یک معامله را شرح می‌دهد.
بستن (Closing)‏پایان دادن به یک معامله باز با اجرای معامله‌ای دقیقاً مخالف آن.
بورس اوراق بهادار (Stock exchange)‏بازاری که در آن اوراق بهادار خرید و فروش می‌شوند.
بوندس‌بانک (Bundesbank)‏بانک مرکزی آلمان.
بهترین قیمت (At best)‏سفارش خرید یا فروش با بهترین نرخ موجود در یک زمان معین.
بهره (Interest)‏تعدیلات نقدی که هزینه تأمین مالی یا درآمد حاصل از نگهداری پوزیشن CFD را منعکس می‌کند.
بیش‌ازحد گسترش‌یافته (Extended)‏بازاری که بیش از حد و بیش از اندازه سریع حرکت کرده است.
بی‌طرف / خنثی (Flat / square)‏پوزیشنی که به‌طور کامل خنثی شده و هیچ ریسکی باقی نمانده است.
پ
پایه‌سازی (Basing)‏الگوی نموداری که در آن عرضه و تقاضا متعادل شده و محدوده‌ای باریک با همگرایی حمایت و مقاومت شکل می‌گیرد.
پرداخت‌شده (Paid)‏معامله در سمت فروش (Offer)‏ بازار.
پرنوسان و بی‌جهت (Choppy)‏حرکات قیمتی کوتاه‌مدت و بدون ادامه که برای معاملات تهاجمی مناسب نیست.
پوزیشن (Position)‏مجموع خالص دارایی‌های نگهداری‌شده از یک محصول معین.
پوزیشن باز (Open position)‏معامله‌ای فعال با سود یا زیان تحقق‌نیافته.
پوزیشن بسته (Closed position)‏موقعیتی که با یک معامله برابر و مخالف خنثی شده و بی‌طرف (Square)‏ شده است.
پوزیشن خالص (Net position)‏مقدار خریداری یا فروخته‌شده‌ای که هنوز با معاملات مخالف خنثی نشده است.
پوزیشن خرید (Long position)‏پوزیشنی که با افزایش قیمت سود می‌کند و با خرید ارز پایه ایجاد می‌شود.
پوزیشن خرید گرفتن (Going long)‏خرید یک دارایی با انتظار افزایش قیمت آن.
پوزیشن شبانه (Overnight position)‏معامله‌ای که تا روز کاری بعد باز می‌ماند.
پوزیشن فروش (Short position)‏پوزیشنی که از کاهش قیمت‌ها سود می‌کند و با فروش ارز پایه ایجاد می‌شود.
پوزیشن فروش گرفتن (Going short)‏فروش دارایی‌ای که در مالکیت فرد نیست، با انتظار کاهش قیمت آن.
پوشش ریسک (Hedge)‏پوزیشنی که ریسک پوزیشن دیگری را کاهش می‌دهد.
پوشش فروش استقراضی (Short-covering)‏بازخرید پوزیشن‌ها توسط معامله‌گرانی که پس از یک کاهش، فروش استقراضی انجام داده بودند.
پولبک (Pullback)‏بازگشت موقت بخشی از دستاوردهای یک روند پیش از ادامه آن.
پیپ (Pip)‏کوچک‌ترین واحد استاندارد تغییر قیمت، معمولاً چهارمین رقم اعشار (0.0001)‏.
ت
تاریخ ارزش (Value date)‏تاریخی که طرفین معامله تعهدات خود را تسویه می‌کنند، معمولاً دو روز کاری پس از معامله اسپات.
تاریخ/قیمت سررسید (Expiry date/price)‏تاریخ و ساعت دقیق انقضای یک اختیار معامله، معمولاً ساعت 10:00 نیویورک یا 15:00 توکیو.
تام/نکست (Tom/next)‏خرید و فروش همزمان یک ارز برای تحویل در روز بعد.
تأییدیه (Confirmation)‏سندی که طرفین معامله مبادله می‌کنند و شرایط تراکنش را بیان می‌کند.
تبادل ارز (Foreign exchange - forex, FX)‏خرید همزمان یک ارز و فروش ارزی دیگر، و بازار جهانی چنین معاملاتی.
تثبیت (Consolidation)‏معامله در یک محدوده مشخص پس از یک حرکت قیمتی طولانی.
تحت فشار فروش (Offered)‏بازاری که زیر فشار سنگین فروش قرار دارد.
تحلیل بنیادی (Fundamental analysis)‏ارزیابی عوامل اقتصادی و سایر عوامل برای پیش‌بینی جهت قیمت.
تحلیل تکنیکال (Technical analysis)‏بررسی نمودارها و الگوهای قیمتی گذشته برای پیش‌بینی جهت قیمت.
تحلیلگر (Analyst)‏متخصص مالی که سرمایه‌گذاری‌ها را ارزیابی کرده و توصیه‌های خرید، فروش یا نگهداری را به مشتریان ارائه می‌دهد.
تحویل (Delivery)‏معامله‌ای که در آن هر دو طرف عملاً محصول معامله‌شده را مبادله می‌کنند.
تراز تجاری (Balance of trade)‏ارزش صادرات یک کشور منهای ارزش واردات آن.
تراز تجاری (Trade balance)‏تفاوت میان واردات و صادرات یک کشور.
تسلیم بازار (Capitulation)‏پایان یک روند شدید زمانی که معامله‌گران زیان‌ده خارج می‌شوند و اغلب نشانه بازگشت قریب‌الوقوع است.
تسلیم سطح (Giving it up)‏یک سطح تکنیکال پس از نبردی سخت سرانجام شکسته می‌شود.
تسویه (Clearing)‏فرایند تسویه یک معامله.
تسویه (Settlement)‏ثبت یک معامله در دفاتر که ممکن است با مبادله ارزها همراه باشد یا نباشد.
تسهیل کمّی (Quantitative easing)‏تزریق پول به اقتصاد توسط بانک مرکزی برای تحریک رشد.
تصاحب (Takeover)‏به‌دست گرفتن کنترل یک شرکت از طریق خرید سهام آن.
تضعیف رسمی ارز (Devaluation)‏کاهش رسمی ارزش یک ارز با نرخ ثابت؛ نقطه مقابل تقویت رسمی (Revaluation)‏.
تعدیل (Adjustment)‏اقدام رسمی، معمولاً تغییر در سیاست یا نرخ ارز، برای اصلاح عدم توازن پرداخت‌ها.
تعهد تدریجی (Accrual)‏توزیع صرف‌ها و تخفیف‌های معاملات سلف در طول عمر معاملات سواپ آربیتراژ بهره مرتبط با آن‌ها.
تقویت رسمی ارز (Revaluation)‏اقدامی رسمی که اجازه می‌دهد ارز با نرخ ثابت تقویت شود.
تورم (Inflation)‏افزایش قیمت‌های مصرف‌کننده که قدرت خرید پول را در طول زمان کاهش می‌دهد.
توقف معاملات (Suspended trading)‏توقف موقت معامله یک محصول.
توقف موقت معاملات (Trading halt)‏تعویق موقت معاملات.
تولید صنعتی (Industrial production)‏تولید کارخانه‌ها، معادن و شرکت‌های خدمات عمومی؛ اغلب پیشرو روندهای اشتغال و درآمد است.
تولید کارخانه‌ای (Manufacturing production)‏تولید 13 زیربخش صنعتی که حدود 80% تولید صنعتی را تشکیل می‌دهد.
تولید ناخالص داخلی (Gross domestic product - GDP)‏ارزش کل تولید، درآمد یا هزینه‌کرد یک کشور در داخل مرزهای آن.
تولید ناخالص ملی (Gross national product - GNP)‏GDP به‌علاوه درآمد حاصل از سرمایه‌گذاری یا کار در خارج از کشور.
تهاجمی (Aggressive)‏توصیف معامله‌گران یا حرکت قیمتی که با قاطعیت زیاد حرکت می‌کنند.
تیک (Tick)‏حداقل تغییر ممکن قیمت، به سمت بالا یا پایین.
تیک صعودی (Uptick)‏مظنه جدیدی که قیمت آن از مظنه قبلی بالاتر است.
ج
جعبه سیاه (Black box)‏اصطلاحی برای معامله‌گران سیستماتیک، مدل‌محور یا تکنیکال.
جفت (Pair)‏قرارداد فارکس برای اعلام قیمت یک ارز در برابر ارزی دیگر.
جفت‌ارز (Currency pair)‏دو ارز که یک نرخ تبادل را تشکیل می‌دهند، مانند EUR/USD.
جفت‌ارز متقاطع (Cross)‏جفت‌ارزی که دلار آمریکا را شامل نمی‌شود.
جلسه آسیایی (Asian session)‏ساعات معاملاتی از 23:00 تا 08:00 به وقت GMT.
جلسه اروپایی (European session)‏ساعات معاملاتی لندن، تقریباً از 07:00 تا 16:00.
جلسه توکیو (Tokyo session)‏ساعات معاملاتی توکیو، تقریباً از 09:00 تا 18:00.
جلسه لندن (London session)‏بازه معاملاتی از 08:00 تا 17:00 به وقت لندن.
جلسه نیویورک (New York session)‏بازه معاملاتی از 08:00 تا 17:00 به وقت نیویورک.
جلسه IMM (IMM session)‏بازه معاملاتی از 08:00 تا 15:00 به وقت نیویورک.
چ
چارتیست (Chartist)‏معامله‌گر تکنیکالی که نمودارها و داده‌های تاریخی را برای پیش‌بینی حرکات قیمت بررسی می‌کند.
ح
حد سود (Take profit)‏سفارش محدودی که معامله را برای قطعی کردن سود می‌بندد.
حد ضرر تضمین‌شده (Guaranteed stop)‏حد ضرری که پوزیشن را حتی در صورت گپ بازار در سطح تعیین‌شده می‌بندد.
حد ضرر متحرک (Trailing stop)‏حد ضرری که حرکات مطلوب قیمت را دنبال کرده و با حرکت نامطلوب، معامله را می‌بندد.
حذف از فهرست بورس (Delisting)‏حذف درج یک سهم از بورس.
حساب جاری (Current account)‏تراز تجاری به‌علاوه درآمد خالص حاصل از بهره، سود سهام و انتقالات.
حفظ آمادگی (Keep the powder dry)‏پرهیز از معامله در بازارهای پرنوسان یا بسیار محدود تا زمانی که فرصتی روشن پدیدار شود.
حق تقدم (Rights issue)‏فراهم کردن فرصت خرید سهام بیشتر برای سهامداران، معمولاً برای افزایش سرمایه.
حمایت (Support)‏سطح قیمتی که به‌عنوان کف عمل کرده و کاهش‌ها را کند یا معکوس می‌کند.
خ
خارج از بورس (Over the counter - OTC)‏هر تراکنشی که خارج از یک بورس رسمی انجام شود.
خرده‌فروشی (Retail sales)‏سنجه ماهانه کالاها و خدمات فروخته‌شده توسط خرده‌فروشان که منعکس‌کننده هزینه‌کرد مصرف‌کننده است.
خرس‌ها (Bears)‏معامله‌گرانی که انتظار کاهش قیمت‌ها را دارند و اغلب پوزیشن فروش نگه می‌دارند.
خرید (Buy)‏گرفتن پوزیشن خرید (Long)‏ در یک محصول.
خرید در اصلاح‌ها (Buy dips)‏خرید در بازگشت‌های کوچک 20 تا 30 پیپی در یک روند درون‌روزی.
خریداران (Longs)‏معامله‌گرانی که محصولی را خریده‌اند و انتظار افزایش قیمت آن را دارند.
خنثی (Square)‏خریدها و فروش‌ها متوازن‌اند، بنابراین هیچ پوزیشن بازی باقی نمی‌ماند.
د
داده بدون تغییر (Flat reading)‏داده اقتصادی که نسبت به دوره قبل تغییری نکرده است.
دارایی پایه (Underlying)‏بازار واقعی که قیمت یک محصول از آن مشتق می‌شود.
دامنه معاملاتی (Trading range)‏فاصله میان بالاترین و پایین‌ترین قیمت یک اوراق بهادار در یک دوره.
در قیمت معین یا بهتر (At or better)‏سفارش خرید یا فروش در قیمتی مشخص یا قیمتی مطلوب‌تر.
درآمد شخصی (Personal income)‏کل درآمد ناخالص یک فرد از دستمزد، کسب‌وکار و سرمایه‌گذاری‌ها.
دفاع از یک سطح (Defend a level)‏اقدام معامله‌گر برای جلوگیری از عبور قیمت از یک محدوده خاص، اغلب برای محافظت از یک پوزیشن اختیار معامله.
دفتر (Book)‏خلاصه کل پوزیشن‌های یک معامله‌گر یا میز معاملاتی در محیط حرفه‌ای.
دفتر سفارش (Order book)‏نمایش تمایلات خرید و فروش در قیمت‌هایی فراتر از بهترین قیمت‌های موجود.
دلتا (Delta)‏نسبت تغییر قیمت یک محصول به تغییر در بازار پایه آن.
ر
رالی (Rally)‏بهبود قیمت پس از یک دوره کاهش.
رفت‌وبرگشت (Round trip)‏معامله‌ای که باز شده و سپس با معامله‌ای برابر و مخالف بسته می‌شود.
رقم / فیگور (Figure / the figure)‏اصطلاح خلاصه معامله‌گران برای ارقام سطح صدگانه در یک قیمت، مانند 1.2600.
رقم بزرگ (Big figure)‏سه رقم اول یک قیمت؛ حرکت 1.5 رقم بزرگ معادل 150 پیپ است.
رول‌اور (Rollover)‏بستن و بازگشایی یک پوزیشن برای تاریخ تسویه بعدی، با تعدیل بر اساس اختلاف نرخ بهره.
روند (Trend)‏جهت پایدار قیمت که با سقف‌ها و کف‌های بالاتر، یا سقف‌ها و کف‌های پایین‌تر مشخص می‌شود.
روند نزولی (Downtrend)‏حرکت قیمتی متشکل از سقف‌ها و کف‌های پی‌درپی پایین‌تر.
ریسک (Risk)‏قرار گرفتن در معرض تغییرات نامطمئن که معمولاً به معنای احتمال پیامدهای نامطلوب است.
ریسک ارزی (Currency risk)‏احتمال تغییر نامطلوب در نرخ‌های ارز.
ریسک سیاسی (Political risk)‏قرار گرفتن در معرض تغییرات سیاست‌های دولتی که می‌تواند به یک سرمایه‌گذاری آسیب بزند.
ریسک کشوری (Country risk)‏ریسک معاملات فرامرزی ناشی از شرایط حقوقی، سیاسی یا سایر شرایط ملی.
ریسک کنترل‌شده (Controlled risk)‏پوزیشنی با زیان محدود به دلیل وجود حد ضرر تضمین‌شده.
ز
زمان تا سررسید (Time to maturity)‏زمان باقی‌مانده تا انقضای یک قرارداد.
س
سال به سال (YoY)‏مقایسه یک مقدار با همان دوره در یک سال قبل.
سبد سرمایه‌گذاری (Portfolio)‏مجموعه‌ای از سرمایه‌گذاری‌ها که در مالکیت یک نهاد است.
سرایت (Contagion)‏گسترش یک بحران اقتصادی از یک بازار به بازارهای دیگر.
سررسید (Maturity)‏تاریخی که یک محصول مالی تسویه یا منقضی می‌شود.
سرمایه واقعی (Real money)‏معامله‌گران بزرگی مانند صندوق‌های بازنشستگی و بیمه‌گران که نشان‌دهنده منافع بلندمدت در بازار هستند.
سرمایه‌گذار خرد (Retail investor)‏فردی که با وجوه شخصی معامله می‌کند، نه از طرف یک نهاد.
سطح (Level)‏محدوده قیمتی مهم، بر اساس عوامل تکنیکال یا سفارش‌های شناخته‌شده.
سطح مانع (Barrier level)‏قیمتی کلیدی که با رسیدن به آن، رویدادهای تعریف‌شده در یک اختیار معامله مانع‌دار فعال می‌شوند.
سطح مقاومت (Resistance level)‏قیمتی که ممکن است به‌عنوان سقف عمل کرده و حرکت صعودی را محدود کند.
سفارش (Order)‏دستوری برای انجام یک معامله.
سفارش باز (Open order)‏سفارشی که تا رسیدن بازار به قیمت مشخص‌شده برای اجرا منتظر می‌ماند.
سفارش بازار (Market order)‏دستور خرید یا فروش فوری با قیمت جاری.
سفارش پایان روز (End of day order - EOD)‏سفارش خرید یا فروش در قیمتی معین که تا پایان روز معاملاتی فعال می‌ماند.
سفارش تضمین‌شده (Guaranteed order)‏سفارشی که اجرا در قیمت درخواستی را حتی در صورت گپ بازار تضمین می‌کند.
سفارش توقف (Stop order)‏سفارشی که پس از رسیدن به قیمتی معین به سفارش بازار تبدیل می‌شود.
سفارش حد ضرر (Stop-loss order)‏سفارشی که پوزیشن را در سطحی معین می‌بندد تا زیان را محدود کند.
سفارش در جریان (Working order)‏سفارش محدودی که ثبت شده اما هنوز اجرا نشده است.
سفارش محدود (Limit order)‏سفارش خرید پایین‌تر یا فروش بالاتر از قیمت جاری بازار با حداکثر یا حداقل قیمت معین.
سفارش ورود توقفی (Stop entry order)‏سفارش خرید بالاتر یا فروش پایین‌تر از قیمت جاری برای ورود در زمان شکست.
سفارش‌های کارخانه‌ای (Factory orders)‏ارزش دلاری سفارش‌های جدید کالاهای بادوام و غیربادوام.
سفارش‌های ماشین‌ابزار ژاپن (Japanese machine tool orders)‏ارزش سفارش‌های جدید سازندگان ماشین‌آلات، سیگنالی پیشرو برای تولید صنعتی.
سقوط قریب‌الوقوع (Crater)‏بازاری که در آستانه یک فروش شدید قرار دارد.
سلف (Forward)‏نرخ ارز آتی از پیش تعیین‌شده بر اساس اختلاف نرخ بهره دو ارز.
سواپ (Swap)‏فروش و خرید همزمان مقدار یکسانی از یک ارز با نرخ سلف؛ همچنین هزینه تأمین مالی شبانه.
سوئیسی (Swissie)‏لقب فرانک سوئیس یا جفت‌ارز USD/CHF.
سود (Profit)‏عایدی حاصل زمانی که قیمت فروش از بهای تمام‌شده اولیه بیشتر باشد.
سود سهام (Dividend)‏بخشی از سود شرکت که به سهامداران پرداخت می‌شود و معمولاً به ازای هر سهم بیان می‌شود.
سود/زیان تحقق‌نیافته (Unrealised gain/loss)‏سود یا زیان نظری پوزیشن‌های باز با نرخ‌های جاری.
سود/زیان تحقق‌یافته (Realised profit/loss)‏پول به‌دست‌آمده یا ازدست‌رفته پس از بسته شدن یک پوزیشن.
سود/زیان جاری (Running profit/loss)‏سود یا زیان تحقق‌نیافته پوزیشن‌های باز با قیمت‌های جاری.
سهموی (Parabolic)‏بازاری که با الگویی منحنی به سمت بالا یا پایین شتاب می‌گیرد.
ش
شاخص اقتصادی (Economic indicator)‏آمار دولتی که رشد و ثبات اقتصادی را نشان می‌دهد، مانند اشتغال، GDP یا تورم.
شاخص پیشرو OECD منطقه یورو (Eurozone OECD leading indicator)‏شاخص ماهانه OECD که ده سنجه را برای پیش‌بینی سلامت اقتصادی منطقه یورو ترکیب می‌کند.
شاخص تولیدی ISM (ISM manufacturing index)‏نظرسنجی از وضعیت کارخانه‌های آمریکا؛ بالای 50 نشانه رونق و زیر 50 نشانه رکود است.
شاخص سهام (Stock index)‏قیمت ترکیبی گروهی از سهام که عملکرد بازار را دنبال می‌کند.
شاخص قیمت فروشگاهی BRC (BRC shop price index)‏سنجه تورم بریتانیا که تغییرات قیمت کالاهای فروخته‌شده در فروشگاه‌های خرده‌فروشی را دنبال می‌کند.
شاخص مدیران خرید (Purchasing managers index - PMI)‏شاخصی از عملکرد شرکت‌های تولیدی یا خدماتی یک کشور؛ بالای 50 نشانه رونق است.
شاخص هزینه نیروی کار منطقه یورو (Eurozone labour cost index)‏سنجه تورم سالانه دستمزد و مزایای کارکنان منطقه یورو، یکی از عوامل کلیدی تورم.
شاخص PMI ایوی کانادا (Canadian Ivey PMI index)‏سنجه ماهانه احساسات تجاری کانادا که توسط دانشکده بازرگانی Richard Ivey منتشر می‌شود.
شاخص‌های پیشرو (Leading indicators)‏آمارهایی که پیش‌بینی‌کننده فعالیت اقتصادی آینده تلقی می‌شوند.
شاهین / شاهینی (Hawk / hawkish)‏سیاست‌گذارانی که برای مهار تورم طرفدار نرخ‌های بالاترند؛ نقطه مقابل کبوتر.
شرکت‌ها (Corporates)‏شرکت‌هایی که پوشش ریسک یا مدیریت مالی انجام می‌دهند؛ منافع بلندمدت آن‌ها برای معاملات کوتاه‌مدت کاربرد کمتری دارد.
شفافیت قیمت (Price transparency)‏قیمت‌هایی که همه مشارکت‌کنندگان بازار به‌طور برابر به آن‌ها دسترسی دارند.
شکار حد ضرر (Stop-loss hunting)‏هل دادن قیمت‌ها به سمت سطوحی که سفارش‌های توقف زیادی در آن‌ها متمرکز شده‌اند.
شکار حد ضررها (Gunning)‏هل دادن قیمت‌ها توسط معامله‌گران برای فعال کردن حد ضررهای شناخته‌شده یا سطوح تکنیکال.
ص
صادرکنندگان (Exporters)‏شرکت‌هایی که کالا به خارج می‌فروشند، ارز خارجی دریافت می‌کنند و معمولاً آن را به ارز داخلی تبدیل می‌کنند.
صرف (Premium)‏مقداری که قیمت سلف یا آتی از قیمت اسپات بیشتر است.
صعودی / بازار گاوی (Bullish / Bull market)‏دیدگاهی که انتظار افزایش قیمت‌ها و تقویت بازار را دارد.
صورت‌جلسه FOMC (FOMC minutes)‏سوابق جلسات سیاست‌گذاری که سه هفته بعد منتشر می‌شود و می‌تواند بازارها را به حرکت درآورد.
ط
طرف معامله (Counterparty)‏یکی از مشارکت‌کنندگان در یک تراکنش مالی.
طلا (Gold)‏طلا معمولاً در جهت مخالف دلار آمریکا حرکت می‌کند، هرچند همبستگی‌های کوتاه‌مدت قابل اتکای کمتری دارند.
ع
عدم لمس (No touch)‏اختیار معامله‌ای که اگر بازار هرگز به سطح مانع نرسد، مبلغ ثابتی پرداخت می‌کند.
عرضه اولیه عمومی (IPO)‏نخستین فروش سهام یک شرکت خصوصی به عموم.
عرضه شد (Given)‏پیشنهاد خریدی پذیرفته شده یا تمایل به فروش پدیدار شده است.
ف
فاندز (Funds)‏صندوق‌های پوشش ریسک فعال در بازار؛ همچنین لقبی برای USD/CAD.
فدرال رزرو (Fed)‏فدرال رزرو آمریکا یا کمیته سیاست‌گذاری FOMC در آن.
فروش (Sell)‏گرفتن پوزیشن فروش (Short)‏ به دلیل انتظار کاهش بازار.
فروش به قیمت خرید (Hit the bid)‏فروش با قیمت خرید (Bid)‏ جاری بازار.
فروشندگان (Shorts)‏معامله‌گرانی که محصولی را فروخته‌اند یا نسبت به آن دیدگاه نزولی دارند.
فشار بر فروشندگان (Short squeeze)‏اجبار پوزیشن‌های فروش انبوه به بازخرید که قیمت‌ها را به‌شدت بالا می‌برد.
فیکس (Fix)‏زمان‌های روزانه از پیش تعیین‌شده برای اجرای سفارش‌های ارزی بزرگ که اغلب باعث نوسان می‌شوند.
ق
قرارداد (Contract)‏واحد استاندارد معاملات فارکس.
قرارداد آتی (Futures contract)‏تعهدی استاندارد برای مبادله یک محصول با قیمت و تاریخ معین که در بورس‌ها معامله می‌شود.
قرارداد طلا (Gold contract)‏واحد استاندارد معامله طلا، معادل 10 اونس تروی.
قراردادهای آتی IMM (IMM futures)‏قراردادهای آتی استاندارد در CME که ارزهای اصلی را در برابر دلار آمریکا قرار می‌دهند.
قیمت اسپات (Spot price)‏قیمت جاری بازار که معمولاً ظرف دو روز کاری تسویه می‌شود.
قیمت اعمال (Strike price)‏قیمت ثابتی که دارنده اختیار معامله می‌تواند دارایی پایه را به آن بخرد یا بفروشد.
قیمت بسته شدن (Closing price)‏قیمتی که پوزیشن در آن بسته شد، یا آخرین معامله یک جلسه.
قیمت خرید (Bid price)‏قیمتی که بازار به آن می‌خرد؛ در فارکس، مبلغی که برای فروش ارز پایه دریافت می‌کنید.
قیمت دوطرفه (Two-way price)‏مظنه‌ای که هر دو نرخ خرید و فروش را نشان می‌دهد.
قیمت فروش (Ask/Offer price)‏قیمتی که بازار به آن می‌فروشد؛ در فارکس، مبلغی که برای خرید ارز پایه می‌پردازید.
قیمت فروش (Offer/ask price)‏قیمتی که بازار محصولی را به آن می‌فروشد؛ سمت بالای یک قیمت دوطرفه.
قیمت مسکن بریتانیا DCLG (DCLG UK house prices)‏نظرسنجی ماهانه بریتانیا از فروش‌های تکمیل‌شده مسکن که روند قیمت املاک را دنبال می‌کند.
قیمت نقدی (Cash price)‏قیمت برای تحویل فوری در یک لحظه معین.
قیمت‌های عمده‌فروشی (Wholesale prices)‏قیمت‌هایی که خرده‌فروشان برای کالاهای نهایی می‌پردازند و اغلب زودتر نشانه تورم هستند.
ک
کارگزار (Broker)‏واسطه‌ای که در ازای کارمزد خریداران و فروشندگان را به هم می‌رساند، برخلاف معامله‌گری (Dealer)‏ که یک طرف معامله را بر عهده می‌گیرد.
کال مارجین (Margin call)‏درخواست کارگزار برای وجوه اضافی پس از حرکت پوزیشن به زیان مشتری.
کاهش ارزش (Depreciation)‏کاهش ارزش یک دارایی در طول زمان.
کبوتر (Dove)‏دیدگاهی سیاستی که طرفدار سیاست پولی انبساطی و نرخ‌های بهره پایین‌تر است؛ نقطه مقابل دیدگاه شاهینی.
کری ترید (Carry trade)‏استراتژی کسب سود از اختلاف نرخ بهره با خرید ارزی با بازده بالا و فروش ارزی با بازده پایین.
کسری (Deficit)‏تراز تجاری یا پرداخت منفی که در آن خروجی‌ها از ورودی‌ها بیشتر است.
کلان (Macro)‏بلندمدت‌ترین معامله‌گران که از تحلیل بنیادی استفاده کرده و پوزیشن‌ها را ماه‌ها یا سال‌ها نگه می‌دارند.
کم‌عمق (Thin)‏شرایط کم‌نقدشونده با حجم پایین که معاملات نامنظم ایجاد می‌کند.
کم‌نقدشونده (Illiquid)‏بازاری با معاملات اندک و حجم پایین که اغلب حرکات قیمتی پرنوسان و غیرقابل پیش‌بینی ایجاد می‌کند.
کمیسیون (Commission)‏کارمزدی که برای خرید یا فروش یک محصول دریافت می‌شود.
کنار گود (Sidelines)‏دوری از بازار در شرایط بدون جهت یا نامشخص.
کیبل (Cable)‏لقب جفت‌ارز GBP/USD که به کابل‌های تلگراف فراآتلانتیکی اواسط قرن نوزدهم بازمی‌گردد.
کیوی (Kiwi)‏لقب جفت‌ارز NZD/USD.
گ
گاوها (Bulls)‏معامله‌گرانی که انتظار افزایش قیمت‌ها را دارند و اغلب پوزیشن خرید نگه می‌دارند.
گپ (Gap / gapping)‏جهش ناگهانی قیمت که بدون انجام معامله از سطوحی عبور می‌کند، اغلب پس از انتشار اخبار.
گردش معاملات (Turnover)‏ارزش یا حجم کل معاملات اجراشده در یک دوره.
گرین‌بک (Greenback)‏لقب دلار آمریکا.
گواهی طلا (Gold certificate)‏سند مالکیتی که برای معامله طلا بدون جابه‌جایی شمش فیزیکی استفاده می‌شود.
ل
لات (Lot)‏واحد سنجش اندازه معامله.
لغزش قیمت (Slippage)‏فاصله میان قیمت درخواستی و قیمتی که عملاً به‌دست می‌آید.
لغزنده (Slippery)‏بازاری که به نظر آماده حرکتی سریع در هر دو جهت است.
لونی (Loonie)‏لقب دلار کانادا یا جفت‌ارز USD/CAD.
م
مارجین متغیر (Variation margin)‏وجوهی که معامله‌گران باید برای پوشش نوسانات بازار نگه دارند.
ماه به ماه (MoM)‏تغییر در یک سری داده نسبت به ماه قبل.
محدوده (Range)‏حرکت قیمت میان سقف و کفی مشخص بدون شکست آن‌ها.
مداخله (Intervention)‏اقدام بانک مرکزی برای اثرگذاری بر ارزش ارز خود، که گاهی با هماهنگی چند بانک انجام می‌شود.
مدل‌ها (Models)‏سیستم‌های خودکاری که بر اساس الگوریتم‌های تکنیکال یا کمّی معامله می‌کنند.
مدیریت ریسک (Risk management)‏استفاده از تحلیل و تکنیک‌ها برای کاهش یا کنترل میزان ریسک.
مشتقه (Derivative)‏قراردادی که ارزش آن به یک دارایی پایه مانند شاخص، سهام، کالا یا ارز بستگی دارد.
مظنه (Quote)‏قیمت تقریبی بازار، معمولاً صرفاً جهت اطلاع.
معاملات روزانه (Day trading)‏باز و بسته کردن یک معامله در یک محصول در طول یک روز.
معامله (Deal)‏معامله‌ای زنده که با قیمت جاری بازار اجرا می‌شود، نه یک سفارش معلق.
معامله اسپات (Spot trade)‏خرید یا فروش برای تحویل فوری، نه در تاریخی در آینده.
معامله خنثی‌کننده (Offsetting transaction)‏معامله‌ای که بخشی یا تمام ریسک بازار یک پوزیشن باز را خنثی می‌کند.
معامله‌گر روزانه (Day trader)‏سفته‌بازی که پوزیشن‌ها را در همان روز معاملاتی باز و بسته می‌کند.
معامله‌گر طرف حساب (Dealer)‏شرکت یا شخصی که یک طرف معاملات را بر عهده می‌گیرد و هدفش کسب سود از اسپرد است.
معامله‌گران مومنتوم (Momentum players)‏معامله‌گرانی که روندهای درون‌روزی را دنبال کرده و هدفشان کسب 50 تا 100 پیپ است.
معتبر تا پایان روز (Good for day)‏سفارشی که در صورت عدم اجرا، در پایان روز منقضی می‌شود.
معتبر تا تاریخ معین (Good 'til date)‏سفارشی که در صورت عدم اجرا، در تاریخ انتخاب‌شده منقضی می‌شود.
معتبر تا لغو (Good 'til cancelled - GTC)‏سفارشی که تا زمان اجرا یا لغو توسط مشتری باز می‌ماند.
معرف کارگزار (Introducing broker)‏نهادی که در ازای دریافت کارمزد، مشتریان را به یک کارگزار معرفی می‌کند.
مقامات فدرال رزرو (Fed officials)‏اعضای هیئت‌مدیره فدرال رزرو و رؤسای بانک‌های فدرال رزرو منطقه‌ای.
مومنتوم (Momentum)‏اندیکاتورهای تکنیکال، مانند RSI و MACD، که سرعت تغییر قیمت را می‌سنجند.
میانگین متحرک ساده (Simple moving average - SMA)‏میانگین تعداد معینی از دوره‌های قیمتی اخیر.
ن
ناک‌اوت‌ها (Knock-outs)‏اختیار معامله‌هایی که اگر دارایی پایه از سطح مشخصی عبور کند، باطل می‌شوند.
ناک‌این‌ها (Knock-ins)‏اختیار معامله‌هایی که تنها پس از معامله دارایی پایه در قیمتی معین فعال می‌شوند.
نرخ (Rate)‏قیمت یک ارز بر حسب ارزی دیگر.
نرخ بهره پایه آمریکا (US prime rate)‏نرخی که بانک‌های آمریکا از معتبرترین مشتریان شرکتی خود دریافت می‌کنند.
نرخ بیکاری (Unemployment rate)‏درصدی از نیروی کار که بیکار و جویای کار است.
نرخ پایه (Base rate)‏نرخ وام‌دهی تعیین‌شده توسط بانک مرکزی یک کشور.
نرخ تنزیل (Discount rate)‏نرخ بهره‌ای که بانک‌ها برای استقراض کوتاه‌مدت مستقیم از فدرال رزرو می‌پردازند.
نرخ سپرده (Deposit rate)‏نرخ سالانه ترکیبی برای استقراض یا وام‌دهی یک ارز در یک دوره معین.
نرخ‌های بین‌بانکی (Interbank rates)‏نرخ‌های ارزی که بانک‌های بزرگ بین‌المللی به یکدیگر اعلام می‌کنند.
نزولی / بازار خرسی (Bearish / Bear market)‏دیدگاهی که انتظار کاهش قیمت‌ها و افت بازار را دارد.
نظرسنجی ناظران اقتصادی ژاپن (Japanese economy watchers survey)‏نظرسنجی احساسات کسب‌وکارهای در ارتباط با مصرف‌کننده؛ بالای 50 نشانه بهبود است.
نمادهای ارزی (Currency symbols)‏کدهای سه‌حرفی که نماینده ارزها هستند، مانند USD.
نمودار شمعی (Candlestick chart)‏نموداری که محدوده، قیمت باز و بسته شدن یک دوره را نشان می‌دهد و در صورت بسته شدن قیمت پایین‌تر، بدنه را تیره می‌کند.
نمودار میله‌ای (Bar chart)‏نموداری که بالاترین، پایین‌ترین، قیمت باز شدن و بسته شدن هر دوره را با یک میله عمودی و خطوط کناری نشان می‌دهد.
نوسان (Volatility)‏میزان شدت و سرعت حرکت قیمت‌ها؛ شرایط پرتحرک اغلب فرصت‌هایی ایجاد می‌کند.
نوسان دوطرفه شدید (Whipsaw)‏حرکتی شدید که بلافاصله با بازگشتی شدید دنبال می‌شود.
و
واحد پایه (Basis point)‏واحدی برای سنجش کوچک‌ترین تغییر ممکن در قیمت یک محصول.
واگرایی (Divergence)‏حرکت قیمت و مومنتوم در جهت‌های مخالف که نشان‌دهنده احتمال بازگشت است.
واگرایی میانگین‌های متحرک (Divergence of MAs)‏فاصله گرفتن میانگین‌های متحرک با طول‌های مختلف از یکدیگر که معمولاً نشان‌دهنده شکل‌گیری یک روند است.
وثیقه (Collateral)‏دارایی‌ای که برای تضمین وام یا تضمین انجام تعهد گرو گذاشته می‌شود.
وجوه تسویه‌شده (Cleared funds)‏پول آزاد و در دسترس که برای تسویه یک معامله ارسال می‌شود.
ه
هزینه معامله (Transaction cost)‏هزینه خرید یا فروش یک محصول مالی.
هزینه‌های ساخت‌وساز (Construction spending)‏سنجه ماهانه اداره سرشماری آمریکا از هزینه‌کرد در ساخت‌وسازهای جدید.
همگرایی میانگین‌های متحرک (Convergence of MAs)‏نزدیک شدن میانگین‌های متحرک با دوره‌های مختلف به یکدیگر که اغلب پیش‌بینی‌کننده دوره تثبیت است.
هندل (Handle)‏هر بلوک 100 پیپی در بازار فارکس.
ی
یارد (Yard)‏یک میلیارد واحد.
یک بار لمس (One touch)‏اختیار معامله‌ای که اگر بازار به سطح مانع تعیین‌شده برسد، مبلغ ثابتی پرداخت می‌کند.
یکی دیگری را لغو می‌کند (One cancels the other - OCO)‏دو سفارش مرتبط که با اجرای یکی، دیگری به‌طور خودکار لغو می‌شود.
یوان (Yuan)‏واحد پایه پول چین؛ رنمینبی نام این واحد پول است.
یورو (Euro)‏واحد پول رسمی منطقه یورو.
A
AUS 200 (AUS 200)‏شاخص 200 شرکت برتر از نظر ارزش بازار در بورس اوراق بهادار استرالیا.
B
BIS (BIS)‏بانک تسویه‌های بین‌المللی در بازل که اغلب در معاملات بزرگ بانک‌های مرکزی نقش واسطه را ایفا می‌کند.
BOC (BOC)‏بانک کانادا، بانک مرکزی کانادا.
BOE (BOE)‏بانک انگلستان، بانک مرکزی بریتانیا.
BOJ (BOJ)‏بانک ژاپن، بانک مرکزی ژاپن.
C
CAD (CAD)‏دلار کانادا که «لونی» یا «فاندز» نیز نامیده می‌شود.
CBs (CBs)‏مخفف بانک‌های مرکزی.
CFD (CFDs)‏ابزارهای مشتقه‌ای که بدون مالکیت دارایی، امکان بهره‌گیری از تغییرات قیمت آن را، اغلب با اهرم، فراهم می‌کنند.
CFDهای فصلی (Quarterly CFDs)‏قراردادهایی با تاریخ سررسید هر سه ماه یک بار.
COMPX (COMPX)‏نماد شاخص مرکب NASDAQ.
CPI (CPI)‏شاخص قیمت مصرف‌کننده، معیاری برای سنجش تورم.
CTA (CTAs)‏مشاوران معاملات کالا: معامله‌گران سفته‌بازی شبیه صندوق‌های پوشش ریسک کوتاه‌مدت که اغلب بر قراردادهای آتی تمرکز دارند.
D
DJIA یا داو (DJIA or Dow)‏میانگین صنعتی داو جونز، که US30 نیز نامیده می‌شود و شرکت‌های صنعتی بزرگ آمریکا را دنبال می‌کند.
DXY (DXY)‏نماد شاخص دلار آمریکا.
E
ECB (ECB)‏بانک مرکزی اروپا که سیاست پولی کشورهای منطقه یورو را تعیین می‌کند.
EST/EDT (EST/EDT)‏منطقه زمانی نیویورک: وقت استاندارد شرقی یا وقت تابستانی شرقی.
ESTX50 (ESTX50)‏نام شاخص Euro Stoxx 50.
F
FOMC (FOMC)‏کمیته سیاست‌گذاری فدرال رزرو.
FRA40 (FRA40)‏شاخص 40 شرکت برتر فرانسه که CAC 40 نیز نامیده می‌شود.
FTSE 100 (FTSE 100)‏شاخص 100 شرکت بزرگ پذیرفته‌شده در بورس بریتانیا.
G
G7 (G7)‏هفت اقتصاد بزرگ: آمریکا، ژاپن، آلمان، بریتانیا، فرانسه، ایتالیا و کانادا.
G8 (G8)‏کشورهای G7 به‌علاوه روسیه.
GER40 (GER40)‏شاخص 40 شرکت برتر آلمان که DAX نیز نامیده می‌شود.
GMT (GMT)‏وقت گرینویچ، منطقه زمانی مرجع فارکس که با ساعت تابستانی تغییر نمی‌کند.
H
HK50 (HK50)‏نام شاخص Hang Seng هنگ‌کنگ.
I
IMM (IMM)‏بازار آتی ارز مستقر در شیکاگو، بخشی از بورس کالای شیکاگو (Chicago Mercantile Exchange)‏.
INDU (INDU)‏مخفف نماد میانگین صنعتی داو جونز.
INX (INX)‏نماد شاخص S&P 500.
ISM غیرتولیدی (ISM non-manufacturing)‏نظرسنجی از شرکت‌های خدماتی آمریکا؛ ارقام بالای 50 نشانه رشد است.
J
JPN225 (JPN225)‏نام شاخص Nikkei 225.
L
LIBOR (LIBOR)‏نرخ مرجع سابق وام‌دهی بین‌بانکی لندن که SONIA جایگزین آن شده است.
N
NAS100 (NAS100)‏مخفف شاخص NASDAQ 100.
R
RBA (RBA)‏بانک ذخیره استرالیا.
RBNZ (RBNZ)‏بانک ذخیره نیوزیلند.
RUT (RUT)‏نماد شاخص Russell 2000.
U
UK OIL (UK OIL)‏نامی برای نفت خام برنت.
UK100 (UK100)‏نامی برای شاخص FTSE 100.
US OIL (US OIL)‏نامی برای نفت خام WTI.
US30 (US30)‏نامی برای شاخص داو جونز.
V
VIX (VIX)‏سنجه نوسان مورد انتظار 30 روزه S&P 500 که اغلب «شاخص ترس» نامیده می‌شود.
X
XAG/USD (XAG/USD)‏نماد نقره بر حسب دلار آمریکا.
XAU/USD (XAU/USD)‏نماد طلا بر حسب دلار آمریکا.

در مجموع 353 اصطلاح.

در چند دقیقه معامله را آغاز کنید.

حساب خود را به‌صورت آنلاین افتتاح کنید — پشتیبانی زنده چندزبانه ۲۴/۷ هر زمان که نیاز داشته باشید در کنار شماست.